|
دختر ماجراجو
|
||
|
دیده اگر جانب خود واکنی در تو بود آنچه تمنا کنی
عاقبت از غیر، نصیب تو نیست غیر تو ای خفته طبیب تو نیست چاره خود کن که طبیب خودی همدم خود شو که حبیب خودی پیر تهی کیسه بی خانه ای داشت مکان در دل ویرانه ای گنج زری بود در آن خاکدان چون پری از دیده مردم نهان جای گدا بر سر آن گنج بود لیک به غفلت به غم و رنج بود روز به دریوزگی از بخت شوم شام به ویرانه درون همچون بوم عاقبت از ناله و اندوه و درد مَرد گدا مُرد و نهان ماند گنج ای شده غافل ز غم و رنج خویش چند نداری خبر از گنج خویش گنج تو آن خاطر آگاه توست گوهر تو اشک شبانگاه توست از ره غفلت به گدایی رسی گر به خدایی به خدایی رسی نظامی گنجوی مشت می کوبم بر در پنجه می سایم بر پنجره ها من دچار خفقانم خفقان من به تنگ آمده ام از همه چیز بگذارید هواری بزنم آی با شما هستم این درها را باز کنید من به دنبال فضایی می گردم لب بامی سر کوهی دل صحرایی که در آنجا نفسی تازه کنم آه می خواهم فریاد بلندی بکشم که صدایم به شما هم برسد من به فریاد همانند کسی که نیازی به تنفس داد مشت می کوبد بر در پنجه می ساید بر پنجره ها محتاجم من هم آوازم را سر خواهم داد چاره درد مرا باید این داد کند از شما خفته ی چند چه کسی می آید با من فریاد کند ؟ ................................................... مرا عمري به دنبالت كشاندي
سرانجامم به خاكستر نشاندی
ربودي دفتر دل را و افسوس
كه سطري هم از اين دفترنخواندی
گرفتم عاقبت دل برمنت سوخت
پس ازمرگم سركشي هم فشاندم
گذشت از من ولي آخر نگفتی
كه بعد از من به اميد كه ماندی... ....................................................... روزی از ما پرسیده میشه چندتا دل بدست آوردیم؟ و چندتا دل شکستیم؟ ولی آیا کسی میپرسه چند نفر دلتو شیکستن؟؟!!! این جمله رو که یادتونه؟؟!! عجب رسمیه رسم زمونه... میرن آدما از اونا فقط خاطره هاشون به جا میمونه...
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 10:23 توسط maryam
هرکس به طریقی دل ما میشکند....
بیگانه جدا،دوست جدا میشکند.... بیگانه اگر میشکند حرفی نیست.... از دوست بپرسید که چرا میشکند؟؟؟؟؟
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم مهر 1389ساعت 19:48 توسط maryam
سیییییییییییییییییییییییییییییلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااممممم
خوفین خوشین؟؟!! دلممممممممممممممممم واسه خیلیا تنگیده بود... جاتون خالی رفته بودم شمال اونم با یه لشکر!!!! اینقده کیف داد که نگوووووووووووووووووووووووووووو به دلیل اینکه سپیده خانوم از مسافرت من بی اطلاع بودن و قبل از مسافرت من یه کوچولو تو لاک خودم بودم این الاغ فک کرده تو تمام این مدت بنده در قرنطینه بودم!!!!!!!!!!!! واسه آجی سپیده نوشت:من که از قالب وبم خوشم نیومد ولی چون تو خوشت میاد عوضش نمیکنم عزیزم بااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایییییییییی س
سلام دوست جونا خوفید؟؟ من سپیدم دوسته و سروره مریم(امیدوارم بش بر نخوره فقط شوخیه وگرنه ایشون سرور مان دوستان خدمتتون عرض کنم مدتی اوشون یعنی ملک مریم خانوم در قرنتینه به سر می برند نمی دانم آیا قلبش شکسته؟آیا شکست عشقی خورده؟ نمی دونم داره چه غلتی میکنه ولی بالاخره می دونم یه غلتی می کنه با همه رابطشو قطیده و به همه چی گندیده والا من خیلی وقته از سرکار خانوم خبری ندارم امید وام حالش خوب باشد وبه زودیه زود به آغوش دوستان بازگردد خب دیگه چرندیات گویی بسست من اومدم اینجا که از مریمم تشکر کنم می دونید بعد ج تیزهوشان من به مدت یک روز دپرس بودم که البته الان از خوبم فرا ترم مریمم متشکرم ازت که با من موندی می خوام بگم خیلی دوست دارم و خیلی چاکریم امسال با هم می ترکونیم این مدر۳ هم به گند می کشیم و با هم همه دیوار هایش را فرو می ریزانیم بچه ها حونا ببرامون دعا کنید که ایشالا من و مریم به پایه هم پیر شیم(منظور دوستیست تفکر منفی غلت است)بگید ایشالا اینم منم ببینید چقد این بی مخو دوس دالم
این نیز مریم است که بر من سوار گشته...
اینم ماییم!!
به همه نوشت به اونی که خودش می دونه به مریم
+
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389ساعت 18:0 توسط maryam
سیییییییییلااااااااااااااااااااااااااام....
خوفین؟ خوشین؟ من؟ نه خوب نیستم....الان میگم... من خوابیده بودم که سپیده زنگ زد بگه جواب تیزهوشان اومده....سریع هم قطع کرد! من رفتم نیگا کردم..هرچی گشتم دیدم نیست... بش اس زدم که جوابش نیس...اونم آدرس یه سایت دیگه رو بم داد.... رفتم سایت سمپاد و شماره داوطلبی خودمو وارد کردم....نوشته بود: داوطلب گرامی: منم که اینو دیدم خیلی ناراحت شدم... بعدش شماره داوطلبی سپیده رو وارد کردم....... و دوباره همون نوشته...... اونم قبول نشده بود.... من خوشحال شدم...حداقل اینجوری تو یه مدرسه هستیم....حداقل باهمیم...نه؟؟؟؟ یه چند دقیقه بعد سپیده زنگ زد....خیلی ناراحت بود...ولی من میخندیدم... خودمم خیلی ناراحت بودم اما نمیخواستم بیشتر از این ناراحتش کنم... خیلی سخته بخندی در حالی که ناراحتی..... از دستم کفری شد سریع خدافظی کرد...(میخواستی دل به دلت بدم؟؟!! که حالتو بدتر کنم؟؟!!) حالا جالب اینجاس که نمره ی منو سپیده یکی اخلاف داره....اینم بگم اون نمره اش بالاتر از من شده... میدونم خیلی چرت و پرت نوشتم.....فقط خواستم ازش معذرت بخوام شاید نباید اونموقع میخندیدم.. بعدشم میخوام بگم که اصلا این چیزا مهم نیس ینی مهمه ها ولی من با خدا قرار گذاشتم که اگه به صلاحه قبول شیم.... مطمئنم که اینجوری به نفع مونه.....چون به خدا مطمئنم... درست نمیگم؟؟؟؟؟ من دیگه نمیدونم چی به سپیده جونم بگم....فقط از همتون میخوام هر نظری تو این پست میذارین واسه سپیده باشه.... ممونم از همتون. دوستون دارم....
پروردگارا....تو را سپاس میگویم به خاطر هر آنچه بر روی زمین دیدم و تجربه کردم،
تو را سپاس میگویم که از لحظه تولد مرا مورد حمایت خود قرار دادی، تو را سپاس میگویم به خاطر زیبایی هایی که در اطرافم پراکنده ای، به خاطر باران، قطرات شبنم،خورشید، هوا و ماه..... به خاطر احساس که هدیه منحصر به فرد توست و لطافت روح و نوایی که از درون من بر میخیزد و قلبم را جلا میدهد... بار خدایا هیچ کلامی را نمیشناسم که با آن سپاس زنده بودم را بجای بیاورم... پس هر روز شکرت را به جا میاورم... سسیییلاااااااااااااااااااااااااام عسیسای من..
از این بالا دنیا چقد قشنگه!!!! اومدم ماه رمضان رو به همتون تبریک بگم نیمدونم چرا تازگیا اصلا حوصله نوشتن ندارم..... شاید به خاطر حال و هوای این ماهه...آخه آدم یه حس عجیبی پیدا میکنه.... اومدم یه خدافظی از همه بکنم و بگم دیگه تا مهر شاید نیام... شایدم اصلا دیگه نیام خب این آخرین آپم البته تا اطلاع ثانویه گفتم این آپ آخری یه چیز حسابی هم نوشته باشم ۱.منتظر باش، متوقف نباش. ۲.تحمل کن، معتل(شایدم مأتل!!!) نباش. ۳.جسور باش، گستاخ نباش. ۴.سرسخت باش، لجباز نباش. ۵.شتاب کن، شتاب زده عمل نکن. ۶.ساده باش، ساده لوح نباش. ۷.بگو آره، نگو حتما. ۸.بگو نه، نگو هرگز. ۹.بگو برات میمونم، نگو برات میمیرم......... ۱۰. ببخشید این یکی شو یادم نیست!!!! مرسی مرسی!!!!!!!!! میدونم خیلی خوشتون اومد!!!!!!!!!! خب دیگه دوستون دارم خدافظ.......... بازم سیییییییییییییلللللللللاااااااااااااااااااااااااااااااام
حالا میگین نه به اون موقع که ۱۰ روز ۱۰ روز آپ میکردم نه به الان......... این پستو میذارم چون یکی ازم خواست که بذارم.... طرح ختم قرآن کریم و 14 ملیون صلوت برای تعجیل در امر فرج حضرت بقیه الله عظم (عجج)
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 14:28 توسط maryam
|
|
|